دورترين نشانه ها را به من داشت.
هرچه مرور ميكردم، هرچند بار ديگر كه از ابتدا شروع ميكردم خودم را دورتر و محوتر ميديدم.
دقيقا مسئاله اين بود كه اصلا "من"ي در آن قالب جايي نداشت.
يكباره با تمام حجوم حس هاي نفرت و حسرت و فراموشي و خشم روبرو شدم، خودم را انداخته بودم روي زمين و جفت پا با عصابنيت روي
برچسب:
نویسنده: شیدا کمالی
تاريخ: يکشنبه
21 خرداد
1396 ساعت: 5:23